چند روز پیش، در یک پزشک برایتان در مورد «ویسلاوا شیمبورسکا» نوشته بودم و گفته بودم که قصد دارم یک مطلب حاشیهای در مورد یکی از اشعار ایشان برایتان بنویسم. شعری که توجهم را به خود جلب کرد، شعر «آزمایش» که میتوانید در اینجا بخوانیدش، شعر در مورد آزمایشی است که در آن سر سگی از تنش جدا میشود، در حالی که هنوز به رگهای سگ با ماشینی خون رسانده میشود، سر هنوز زنده است، چشمهایش را میچرخاند و [...]















